قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4984

تاريخ الفي ( فارسى )

غايت شدت داشت ، آن حضرت پنج‌شنبه بيست و سيم جمادى الأول سنهء مذكور از سمرقند سوار شده متوجه قشلاق آق‌سولات « 1 » شد و منازل و مراحل طى نمود به آق‌سولات رسيدند و هركس به جاى خود فرود آمدند . و امير برندق به موجب حكم به تاشكند رفت . و حكم شد كه امراى هزارجات و صدجات از مردم خود باخبر باشند و چنان كنند كه به واسطهء ما يحتاج سفر بازماندگى نباشد . و مقرر شد كه چندين هزار خروار غله با دام‌ها « 2 » همراه باشد كه هنگام رفتن در راه بكارند تا به وقت مراجعت به كار آيد . و چندين هزار شتر آبستن همراه بود كه اگر احيانا آزوقه جاى [ ى ] پيدا نشود ، شير شتران مدد لشكريان شود . و آن حضرت در اوايل جدى از آق‌سولات كوچ كرده به مصلحت آنكه به اترار رفته و اوايل حوت از اترار كوچ كند ، يك ماهه علوفه اسبان برداشته اول نوروز كه موسم علف صحراست راه بسيار رفته باشد و فرمان شد كه اميرزاده خليل سلطان و اميرزاده سلطان حسين در اوايل حوت كوچ كرده متوجه اردو شوند و اردوى همايون كوچ بر كوچ روان شوند . و اكثر اوقات برف مىباريد و از گذرهاى سيحون و جيحون در آن سال لشكريان و خزانه و كاروانى از روى يخ مىگذشتند و سيحون به نوعى يخ بسته بود كه سه گز يخ را كنده آب برمىداشتند . و در چهارشنبه دوازدهم رجب در اترار كه از سمرقند تا آنجا هفتاد و شش فرسخ است به سراى امير بردى بيك ، برادر امير شيخ نور الدين نزول فرمود . به حسب اتفاق همان روز آتش در سقف خانه افتاد كه موجب زيادتى تفرقهء خاطر مردم شد ؛ چه ، اكثر اوقات بيشتر مردم اردو خواب‌هاى پريشان در آن ايام مىديدند . و موسى تركمان به فرمودهء آن حضرت به طرف سيرام رفت كه ملاحظه نمايد كه عبور ممكن است يا نه . و باز آمده عرضداشت نمود كه « هنوز در عرصه دو نيزه برف بالاى يكديگر بسته است و عبور ممكن نيست . » و در اين وقت از جانب توقتمش خان عرضداشت مصحوب نوكر قديم او قراخواجه آمد و [ 531 الف ] اظهار پشيمانى از اعمال خود نموده بود ؛ چه ، از آن وقت كه از جنگ آن حضرت گريخته در صحراهاى دشت سرگردان مىگشت . صاحبقران در حضور شاهزادگان فرمود كه « ان شاء الله بعد از اين يورش بار ديگر الوس جوجى خان را گرفته به او مىسپاريم . » و در دهم شعبان سنهء مذكور در مقام اترار عارضه‌اى به ذات فرخنده آثار آن حضرت راه يافت ( چه راه يافت كه اى كاش راه گم كردى ) « 3 » و مرض اشتداد يافته مزاج از منهج اعتدال

--> ( 1 ) . ق : آق‌سولان . ( 2 ) . م : بارابها . ( 3 ) . از اضافات « ق » است .